دو ترکیب تجاری با استفاده از MACD


انواع شاخص‌های تکنیکال

دو ترکیب تجاری با استفاده از MACD

همان‌طور که می‌دانید تحلیل تکنیکال در فرآیند معاملات سهام در بازار سهام، یکی از ابزارهای مهم به شمار می‌آید

از تحلیل تکنیکال برای ارزیابی سهام با توجه به روند نمودارها و سایر داده‌ها می‌توان بهره برد. در تحلیل تکنیکال ما به دنبال به دست آوردن ارزش ذاتی سهام نیستیم بلکه دو ترکیب تجاری با استفاده از MACD تلاش می‌کنیم با استفاده از ابزارهای موجود در این بخش، به الگوها و پیش‌بینی‌هایی از آینده سهم دست پیدا کنیم. در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم که اندیکاتور چیست و در تحلیل تکنیکال چه کاربردی دارد.

منظور از اندیکاتور چیست؟

اندیکاتور یکی از ابزارهای مهم در تحلیل تکنیکال است که با استفاده از محاسبات ریاضی و معادلات پیچیده روی قیمت سهم و حجم معاملات آن، اطلاعات مهمی را در اختیار تحلیل‌گر قرار می‌دهد. اندیکاتور به عنوان یک ابزار مهم در تحلیل تکنیکال به منظور کشف الگو و پیش‌بینی روند سهم استفاده می‌شود. همچنین از اندیکاتور می‌توان برای کشف نقاط مهم در نمودار سهم به منظور سیگنال خرید و فروش نیز استفاده کرد.

در ادامه لازم است بدانید که اندیکاتورها به صورت کلی به دو دسته پیشرو (leading) و دنباله‌رو (lagging) تقسیم می‌شوند. عملکرد اندیکاتورهای پیشرو به این شکل است که با توجه به نوسانات و اتفاقاتی که روی قیمت سهم در بازار رخ می‌دهد، پیش‌بینی لازم را به شخص اعلام می‌کنند. اندیکاتورهای دنباله‌رو نیز با کمی تأخیر، اتفاقاتی که روی سهم انجام می‌شود را پیش‌بینی کرده و هشدار لازم را اعلام می‌کنند.

در نظر داشته باشید که اندیکاتورها در بازار سرمایه و پروسه ارزیابی و تحلیل سهم‌ها به سه روش قابل استفاده هستند:

۱ –هشدار: اندیکاتورها پتانسیلی دارند که می‌توانند قبل از تغییر روند و با توجه به تغییرات قیمتی که در سهم رخ می‌دهد، هشدارهای لازم را اعلام کنند. به این ترتیب اندیکاتورها گزینه بسیار مناسبی برای اعلان هشدار تغییرات پیش رو برای هر سهم به شمار می‌آیند.

۲ –پیش‌بینی: در بازار بورس ابزارهای مختلفی وجود دارد که با استفاده از آن‌ها می‌توانید نقطه ورود به سهم را کشف کنید. در این میان اندیکاتورها از بهترین ابزارهای ممکن در تحلیل سهم به منظور کشف نقطه ورود به شمار می‌آیند.

۳ –تایید: یکی از مهمترین کاربردهای اندیکاتور در تحلیل تکنیکال، دریافت تایید از تشخیص صحیح روند سهام یا پیش‌بینی آن است. این فرآیند زمانی رخ می‌دهد که تحلیل‌گر با استفاده از داده‌های در دسترس، فرآیند تحلیل را آغاز می‌کند و در نهایت به دنبال یک تایید برای تشخیص روند سهم و پیش‌بینی آینده آن است.

انواع اندیکاتورها را بشناسیم!

اندیکاتور باندهای بولینگر (bollinger bands)

این نوع از اندیکاتور همان‌طور که از نامش پیدا است، توسط جان بولینگر توسعه داده شد و شامل دو نوار نوسانی است که به نوعی در قسمت بالایی و پایینی نمودار اصلی در حرکت هستند. زمانی که در بازار بورس هیجانات قالب شود و سهم از نظر قیمتی در نوسان‌های شدید باشد این نوارهای بالا و پایینی پهن‌تر دو ترکیب تجاری با استفاده از MACD می‌شوند.

در مقابل زمانی که نوسانات در قیمت سهم کاهش یابد، فاصله این دو نوار از هم کمتر خواهد شد. تحلیل‌گران و فعالان بورس با استفاده از همین فاصله بین دو نوار در این اندیکاتور قادر به کشف نقاط مهم به منظور ورود به سهم هستند. پس با این تفاسیر کارشناسان با استفاده از اندیکاتور باندهای بولینگر می‌توانند نقاط ورود و خروج از سهم را تشخیص داده و معاملات خود را به بهترین شکل ممکن مدیریت کنند.

ساختار باندهای بولینگر:

میانگین متحرک ساده: این میانگین متحرک معمولا در بازه زمانی ۲۰ روزه قابل تنظیم است.

باند بالایی: با استفاده از ۲ انحراف معیاری تخمین زده می‌شود که از میانگین متحرک ساده بیشتر هستند.

باند پایینی: با استفاده از دو ترکیب تجاری با استفاده از MACD ۲ انحراف معیاری تخمین زده می‌شود که از میانگین متحرک ساده کمتر هستند.

بولبنگر

کاربردهای باندهای بولینگر:

باندهای بولینگر پایین به نوعی نمایانگر محدوده حمایتی سهم هستند. زمانی که نمودار اصلی با باندهای پایین برخورد داشته باشد یعنی فشار فروش در آن نقطه بیش از حد است و در ادامه تمایل به خرید در این سهم افزایش پیدا خواهد کرد. چرا که سهم افت خود را کرده است و الان زمان مناسب برای ورود به سهم است.

برخورد نمودار اصلی قیمت با باندهای بالا نیز به این معنی است که تقاضا برای خرید سهم بالا است. زمانی که این برخورد انجام شود به نوعی سهامداران به فروش سهم تمایل پیدا خواهند کرد. در نظر داشته باشید که برخی اندیکاتورها با هم قابل بررسی و ارزیابی هستند که در این مورد اندیکاتور RSI نیز از گزینه‌های خوب به شمار می‌آید. شما با استفاده و ترکیب این دو اندیکاتور در تحلیل‌های خود قادر هستید که نقاط ورود و خروج از سهم را به راحتی پیش‌بینی کنید.

1. اندیکاتور ابر ایچیموکو (ichimoku cloud)

اندیکاتور ابر ایچیموکو، به عنوان یک اندیکاتور مهم و همه‌‌کاره در فرآیند تحلیل تکنیکال قابل استفاده است. شما از این اندیکاتور می‌توانید برای تشخیص نقاط حمایت و مقاومت، تشخیص روند قیمت، سنجش شتاب و یافتن سیگنال‌های معاملاتی استفاده کنید.

اندیکاتور ابر ایچیموکو در نگاه اول بر روی نمودار کمی پیچیده به نظر می‌رسد اما در صورت آشنایی با این اندیکاتور خواهید فهمید که به راحتی قابل بررسی و ارزیابی است. با استفاده از این اندیکاتور به راحتی سیگنال خرید و فروش در سهم را می‌توانید پیش‌بینی کنید.

ایچیموکو

کاربرد اندیکاتور ابر ایچیموکو:

شناسایی روند سهم

شناسایی نقاط حمایت و مقاومت

شناسایی جهت و قدرت روند

کسب اطلاعات مهم از سهم در بازه زمانی کوتاه

سیگنال‌های ورود و خروج از سهم

شناسایی نقاط برگشت سهم

2. اندیکاتور میانگین متحرک (moving average)

در ادامه بحث اندیکاتور چیست به میانگین متحرک می‌رسیم که در اصل از نوع اندیکاتورهای دنبال‌کننده است و از تغییرات قیمت سهم، اطلاعات لازم را کسب می‌کند. بر عکس حالات قبلی در اندیکاتورهایی که اشاره کردیم، این نوع اندیکاتور قیمت آینده سهم را پیش‌بینی نمی‌کند، بلکه کاربرد اصلی آن به نوعی مشخص کردن مسیر فعلی سهم در بازار است. همین‌طور در نظر داشته باشید که تحرک و نوسان اندیکاتور میانگین‌ متحرک نسبت به قیمت‌ سهم کمتر است چون بر اساس میانگین قیمت‌های گذشته رسم می‌شوند.

میانگین متحرک

این اندیکاتورها در اصل به عنوان پایه و اساس برخی اندیکاتورهای دیگر مانند باندهای بولینگر، مکدی و… به حساب می‌آیند. دو نوع از اندیکاتورهای مشهور میانگین متحرک، اندیکاتورهای میانگین متحرک ساده و میانگین متحرک نمایی هستند.

1. اندیکاتور MACD: این اندیکاتور مربوط به تعقیب روند و مقدار حرکت است. به زبان ساده زمانی که اندیکاتور مکدی در نمودار به سطح بالایی رسیده باشد نشان‌دهنده روند صعودی و مناسب در سهم مورد نظر است و در نقطه مقابل زمانی که این اندیکاتور در سطح پایین‌تری قرار داشته باشد، سهم در حالت نزولی خواهد بود. همیشه به یاد داشته باشید که خطوط متقاطع اندیکاتور MACD، سیگنال محل خرید و فروش در سهم را به شما نمایش می‌دهد.

2. اندیکاتور RSI: اندیکاتور RSI نشانگر قدرت روند سهم در بازار است و قدرت حرکت را از آن دریافت می‌کنیم. همچنین کندل صعودی و نزولی را می‌توان از این اندیکاتور دریافت نمود. فعالان بازار معمولاً در تحلیل‌های خود از این نوع اندیکاتور به وفور استفاده می‌کنند.

3. اندیکاتور واگرایی: شما با استفاده از این اندیکاتور می‌توانید به جزئیات دقیقی که در قیمت یک سهم نهفته است پی ببرید. همین‌طور سیگنال‌های ارسال شده از این اندیکاتور را نمی‌توان در خود قیمت مشاهده کرد. واگرایی‌ها اغلب برای شناسایی نقاط برگشتی یا زمان معامله بکار می‌روند و قادر هستند حرکت آرام و روند ضعیف را نمایان کنند.

4. اندیکاتور COT: از این اندیکاتور بیشتر در صندوق‌های سرمایه‌گذاری استفاده می‌شود و با استفاده از آن می‌توان بازده سالیانه سرمایه را حمایت کرد. در ضمن به شما این امکان را می‌دهد که موقعیت مکانی تاریخی را در برابر حرکت قیمت تاریخی، دنبال کنید و استراتژی‌های تجاری سودآور را به راحتی ایجاد کنید.

سخن آخر

تحلیل تکنیکال یکی از بازوان قدرتمند تحلیل سهم در بازار سرمایه است. در فرآیند تحلیل تکنیکال شما قادر هستید از ابزارهای متنوعی استفاده کنید. در این میان اندیکاتورها از بهترین ابزارهای تحلیلی در این پروسه هستند.

آموزش تحلیل تکنیکال ؛ شاخص‌‌های تکنیکال (بخش اول)

تریدرها علاوه بر مطالعه در مورد الگوهای شمعی، می‌توانند از منابع بی‌شمار شاخص‌های دو ترکیب تجاری با استفاده از MACD تکنیکال استفاده کنند تا در تصمیم‌گیری‌های معاملاتی به آنها کمک کنند. شاخص‌های تکنیکال (اندیکاتورها) سیگنال‌های ابتکاری یا مبتنی بر الگوها هستند که توسط قیمت، حجم یا قراردادهای باز مورد استفاده تریدرها تولید می‌شوند.

شما در معاملات ارزهای دیجیتال و هر دارایی دیگری می‌توانید از تحلیل تکنیکال به عنوان بخشی از استراتژی خود استفاده کنید و این امر شامل مطالعه شاخص‌های تکنیکال مختلف نیز هست. شاخص‌های تکنیکال محاسبات ریاضی هستند که به صورت خطوط در نمودار قیمت ترسیم شده و می‌توانند به تریدرها در شناسایی سیگنال‌ها و روندها کمک کنند.

تحلیلگران تکنیکال با تجزیه و تحلیل داده‌های گذشته، از شاخص‌ها برای پیش‌بینی حرکت قیمت در آینده استفاده می‌کنند. نمونه‌هایی از شاخص‌های تکنیکال رایج عبارتند از میانگین متحر‌ک، شاخص قدرت نسبی (RSI)، شاخص جریان پول (MFI)، استوکستیک‌، واگرایی/همگرایی میانگین متحرک (MACD) و باندهای بولینگر.

نحوه عملکرد شاخص‌های تکنیکال

تحلیل تکنیکال یک دانش است که برای ارزیابی سرمایه‌گذاری‌ها و شناسایی فرصت‌های معاملاتی با تجزیه و تحلیل روندهای آماری حاصل از فعالیت‌های معاملاتی مانند حرکت قیمت و حجم مورد استفاده قرار می‌گیرد. بر خلاف تحلیلگران فاندامنتال که سعی می‌کنند ارزش ذاتی یک دارایی یا ارز دیجیتال را بر اساس داده‌های مالی یا اقتصادی ارزیابی کنند، تحلیلگران تکنیکال بر الگوهای حرکت قیمت، سیگنال‌های معاملاتی و سایر ابزارهای تحلیلی تمرکز می‌کنند تا قدرت یا ضعف یک دارایی را ارزیابی کنند.

شاخص‌های تکنیکال که به عنوان «تکنیکال» نیز شناخته می‌شوند، روی داده‌های معاملاتی مانند قیمت، حجم و قراردادهای باز تمرکز می‌کنند، نه اصول اولیه یک معامله، مانند درآمد، بازده یا حاشیه سود. شاخص‌های تکنیکال معمولاً توسط معامله‌گران فعال استفاده می‌شوند، زیرا برای تجزیه و تحلیل حرکت‌های کوتاه مدت قیمت طراحی شده‌اند، اما سرمایه‌گذاران بلند مدت نیز ممکن است از این شاخص‌ها برای شناسایی نقاط ورود و خروج استفاده کنند.

انواع شاخص‌های تکنیکال

شاخص‌های تکنیکال

انواع شاخص‌های تکنیکال

دو نوع عمده از شاخص‌های تکنیکال وجود دارد:

  • شاخص‌های پوششی (Overlays): شاخص پوششی یک تکنیک اساسی تحلیل تکنیکال و معاملاتی است که شامل هم‌پوشانی یک روند بر روند دیگر است. این شاخص‌های تکنیکال از مقیاس‌های مشابه با قیمت‌ها استفاده کرده و معمولاً روی نمودار قیمت ترسیم می‌شوند. از آنجایی که این شاخص‌ها با نمودار قیمت همپوشانی دارند به آنها پوششی یا همپوشان گفته می‌شود. به عنوان مثال، می‌توان به میانگین متحرک و باندهای بولینگر اشاره کرد.
  • شاخص‌های نوسان‌ساز (Oscillators): یک شاخص اسیلاتور فاصله دو نقطه را روی یک نمودار تحلیل تکنیکال به منظور ردیابی مومنتوم (یا عدم وجود آن) اندازه‌گیری می‌کند. این شاخص‌های تکنیکال بین یک حداقل و حداکثر در نمودار نوسان کرده و بر مومنتوم بازار تمرکز می‌کنند. این شاخص‌ها معمولاً در بالا یا پایین نمودار قیمت ترسیم می‌‌شوند. نمونه‌ها شامل استوکستیک، MACD یا RSI هستند.

تریدرها و سرمایه‌گذاران با استفاده از اسیلاتورها، نوسانات و بازگشت قیمت‌ها را در بازارهای خنثی تعریف می‌کنند، زیرا آنها در محدوده مشخصی حرکت می‌کنند.

در بسیاری از موارد، تحلیلگران تکنیکال استفاده از اسیلاتورهای متعدد در یک نمودار واحد را زائد می‌دانند، زیرا اسیلاتورها از نظر فرمول ریاضی، عملکرد و ظاهر خود شباهت قابل توجهی به هم دارند.

تریدرها اغلب هنگام تجزیه و تحلیل دارایی‌ها و از جمله ارزهای دیجیتال از شاخص‌های تکنیکال مختلفی استفاده می‌کنند. با وجود هزاران گزینه مختلف، تریدرها باید شاخص‌هایی را انتخاب کنند که برای آنها مناسب‌تر است و با نحوه کار آنها آشنا باشند. همچنین، تریدرها ممکن است شاخص‌های تکنیکال را با الگوهای نموداری ترکیب کنند. شاخص‌های تکنیکال را می‌توان با توجه به ماهیت کمی آنها در سیستم‌های معاملاتی خودکار نیز به کار برد.

در واقع، شاخص‌ها سنگ بنای تحلیل تکنیکال هستند و نقش مهمی در ارائه و تأیید سیگنال‌های ورود و خروج در سیستم‌های معاملاتی دارند. شاخص‌های تکنیکال را می‌توان در دو دسته عمده دیگر نیز جای داد:

  • شاخص‌های پیشرو (leading): شاخص پیشرو یک سیگنال پیش‌بینی است که حرکت قیمت در آینده را پیش‌بینی می‌کند. به عبارت دیگر، این شاخص‌ها احتمال تغییر روند را از قبل نشان می‌دهند. این شاخص شرایط فعلی بازار را می‌سنجد تا نشان دهد در آینده رخ دادن چه اتفاقی محتمل است. بیشتر شاخص‌های پیشرو مومنتوم قیمت را در یک دوره زمانی معین ارزیابی می‌کنند. برخی از شاخص‌های برجسته و محبوب عبارتند از شاخص کانال کالا (CCI)، شاخص قدرت نسبی (RSI)، اسیلاتور استوکستیک و٪ R ویلیامز.
  • شاخص‌های متأخر (lagging): این شاخص‌ها پشت سر قیمت حرکت کرده و معمولاً شاخص‌های دنبال‌کننده (تعقیب کننده) روند هستند؛ یعنی به روندهای گذشته نگاه کرده و مومنتوم را نشان می‌دهند. این شاخص‌ها بر اساس داده‌های اخیر قیمت ارزیابی خود را انجام می‌دهند. مانند میانگین‌های متحرک (MA) و همگرایی/واگرایی میانگین متحرک (MACD). شاخص‌های متأخر تنها پس از تغییر حرکت قیمت تغییر می‌کنند و بنابراین تأخیر دارند.

معمولاً شاخص‌های پیشرو بهتر از شاخص‌های متأخر در نظر گرفته می‌شوند، زیرا جهت احتمالی حرکت قیمت را قبل از وقوع پش‌بینی می‌کنند. با این حال، ماهیت پیش‌بینی آنها لزوماً صحت یا اعتبار آنها را افزایش نمی‌دهد.

شاخص‌های پیشرو معمولاً همراه با شاخص‌های متأخر استفاده می‌شوند. وقتی از این دو نوسان ساز (پیشرو و متأخر) با هم استفاده می‌شود، اطلاعات دقیق‌تری از احساسات بازار ارائه می‌شود و به پیش‌بینی بهتر حرکت احتمالی قیمت کمک می‌کند.

خرید بیت کوین

همچنین، شاخص‌ها جنبه‌های مختلف عملکرد بازار را بدون در نظر گرفتن این که پیشرو هستند یا متأخر، ارزیابی می‌کنند. علاوه بر این، بسته به نحوه محاسبه، شاخص‌ها می‌توانند در بالا و پایین یک خط صفر نوسان کنند. اینها را شاخص‌های نوسانی (اسیلاتورها) می‌نامند. انواع دیگر شاخص‌ها می‌توانند شاخص‌های روند، شاخص‌های مومنتوم و شاخص‌های حجمی باشند. انواع مختلف شاخص‌ها اغلب می‌توانند با یکدیگر متناقض باشند، زیرا برخی از آنها برای بازارهای رونددار مناسب‌ترند، در حالی که برخی دیگر برای بازارهای خنثی مناسب‌ هستند.

مهم است که قبل از استفاده از یک شاخص، آنچه را که ارزیابی می‌کند، نحوه محاسبه و واکنش آن نسبت به تغییرات قیمت را درک کنید. وقتی بدانید یک شاخص چگونه کار می‌کند و چگونه در برابر تغییرات قیمت واکنش نشان می‌دهد، در معاملات خود عملکرد بهتری خواهید داشت.

شاخص‌های روند

در تحلیل تکنیکال، هدف اصلی یک شاخص روند این است که به صورت عینی جهت روند را با هموار کردن ماهیت نوسانی حرکات قیمت مشخص کند. این شاخص‌های تکنیکال جهت و قدرت یک روند را با مقایسه قیمت‌ها با یک خط پایه تعیین می‌کنند. طیف وسیعی از شاخص‌های مختلف روند وجود دارند که می‌توانند برای تحلیل تکنیکال استفاده شوند. این شاخص‌ها معمولاً شاخص‌های متأخر هستند، زیرا معمولاً بر اساس حرکات قبلی قیمت شکل می‌گیرند. بنابراین، این شاخص‌ها بیشتر از آنکه قیمت را هدایت کنند، پشت سر آن حرکت می‌کنند. برخی از شاخص‌های روند مانند MACD قدرت روند را هم اندازه‌گیری می‌کنند.

میانگین متحرک یا Moving Average | بیدارز

میانگین متحرک یا Moving Average | بیدارز

میانگین متحرک یا MA یکی از متداول ترین و پایه گذار بسیاری از اندیکاتور های تحلیل تکنیکال است. MA همچنین معیاری برای تجزیه و تحلیل نقاط داده شده با ایجاد یک سری میانگین از زیرمجموعه های مختلف مجموعه داده است. یادگیری این اندیکاتور برای تحلیل گران بسیار حائز اهمیت است.

میانگین متحرک چیست؟

میانگین متحرک (MA) ابزاری ساده برای تحلیل تکنیکال است که داده‌های قیمت را با ایجاد یک قیمت متوسط ​​به طور مداوم به روز می کند. برای استفاده از این ابزار، میانگین در یک دوره زمانی خاص گرفته می شود مانند 10 روز، 20 دقیقه، 30 هفته یا هر دوره زمانی که معامله گر انتخاب می کند.

استفاده از میانگین متحرک در معاملات شما و همچنین گزینه های استفاده از نوع میانگین متحرک مزایایی دارد. میانگین متحرک (MA) همچنین استراتژی های متحرک محبوب هستند و می تواند متناسب با هر بازه زمانی متناسب با سرمایه گذاران بلند مدت و معامله گران کوتاه مدت باشند.

میانگین متحرک چیست؟

میانگین متحرک (MA) یک شاخص فنی است که به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد. میانگین های متحرک را می توان به روش های مختلفی ساخت و تعداد روزهای متفاوتی را برای بازه زمانی متوسط ​​به کار برد.

معمول ترین کاربردهای میانگین متحرک، شناسایی جهت روند و تعیین سطح حمایت و مقاومت است. هنگامی که قیمت دارایی ها از میانگین متحرک آنها عبور می کند، ممکن است سیگنال معاملاتی برای معامله گران ایجاد کند.

چرا از میانگین متحرک استفاده دو ترکیب تجاری با استفاده از MACD کنیم؟

یک میانگین متحرک نیز می تواند به عنوان حمایت یا مقاومت عمل کند. در یک روند صعودی، میانگین متحرک 50 روزه، 100 روزه یا 200 روزه ممکن است به عنوان سطح حمایتی و مقاومتی عمل کند، همان‌طور که در شکل زیر نشان داده شده است.

این بدان دلیل است که میانگین متحرک مانند کف (تکیه گاه) عمل می کند، بنابراین قیمت از آن بالا می رود. در روند نزولی، یک میانگین متحرک ممکن است به عنوان مقاومت عمل کند؛ مانند سقف، قیمت به سطح برخورد می کند و دوباره شروع به افت می کند.

قیمت از این طریق همیشه به میانگین متحرک احترام نمی گذارد. قیمت ممکن است کمی از آن عبور کند یا قبل از رسیدن به آن متوقف و معکوس شود.

به عنوان یک راهنمای کلی، اگر قیمت بالاتر از یک میانگین متحرک باشد، روند صعودی است. اگر قیمت زیر یک میانگین متحرک باشد، روند نزولی است. با این حال میانگین های متحرک می توانند طول متفاوتی داشته باشند، بنابراین یک MA ممکن است روند صعودی را نشان دهد در حالی که MA دیگر روند نزولی را نشان می دهد.

حرکت متوسط ​​طول

طول های متحرک متداول 10، 20، 50، 100 و 200 هستند. این طول ها را می توان در هر بازه زمانی نمودار (یک دقیقه، روزانه، هفتگی و غیره) بسته به دیدگاه زمانی معامله گر اعمال کرد.

  • میانگین متحرک 20 روزه ممکن است برای یک معامله گر کوتاه مدت سود تحلیلی داشته باشد زیرا قیمت را با دقت بیشتری دنبال می کند و بنابراین «تأخیر» کمتری نسبت به میانگین متحرک بلند مدت ایجاد می کند.
  • MA 100 روزه ممکن است برای یک معامله گر بلندمدت مفیدتر باشد.

به یاد بیاورید که به عنوان یک دستورالعمل کلی، هنگامی که قیمت بالاتر از یک میانگین متحرک باشد، روند صعودی در نظر گرفته می شود؛ بنابراین هنگامی که قیمت به زیر میانگین متحرک کاهش می یابد، نشانگر یک برگشت احتمالی بر اساس MA است. میانگین متحرک 20 روزه سیگنال های «برگشت» بیشتری نسبت به میانگین متحرک 100 روزه فراهم می کند.

حالت دیگری که میتوان از این اندیکاتور استفاده کرد، ترکیب دو MA است؛ مانند اندیکاتور MACD که وقتی خط SIGNAL LINE از خط MACD LINE عبور میکند، می‌توانیم پوزیشن خرید و فروش در نظر بگیریم.

مانند شکل زیر که از دو خط به طول های 9 و 21 استفاده شده است. زمانی که خط آبی رنگ بتواند از خط نارنجی رنگ پیشی بگیرد. این بدان معنی است که میتوانیم نقاط ورود و خروج را شناسایی کنیم.

میانگین متحرک میتواند عددهایی همچون 15، 28، 89 و. باشد. تنظیم میانگین متحرک میتواند به ارائه سیگنال های دقیق تر تاریخی و ایجاد سیگنال های بهتر در آینده کمک کند.

نواقص میانگین متحرک

میانگین متحرک بر اساس داده‌های تاریخی محاسبه می شود و هیچ چیز در مورد محاسبه ماهیت پیش بینی کننده ای ندارد. بدین ترتیب نتایج با استفاده از میانگین متحرک می توانند تصادفی باشند. در بعضی مواقع به نظر می رسد که بازار به حمایت / مقاومت MA و علائم تجاری احترام می گذارد و در برخی مواقع این شاخص ها هیچ توجهی ندارند.

یک مشکل عمده این است که اگر عملکرد قیمت متلاطم شود، ممکن است قیمت به جلو و عقب تغییر کند یا سیگنال های معکوس روند را ایجاد نماید. هنگامی که این اتفاق رخ میدهد بهتر است از این اندیکاتور استفاده نکنیم.

میانگین متحرک در شرایط پرطرفدار کاملاً خوب کار می کند اما در شرایط متغیر یا دامنه ضعیف، نامطمئن عمل می کند. تنظیم بازه زمانی می تواند این مشکل را به طور موقت برطرف کند، اگرچه در برخی موارد این مسائل بدون توجه به بازه زمانی انتخاب شده برای میانگین های متحرک احتمالاً رخ می دهد.

کلام آخر

همان‌طور که در مطالب بالا متوجه شدیم، اندیکاتور میانگین متحرک را میتوان به روش های مختلفی بررسی کرد، مانند شناسایی سطوح حمایتی و مقاومتی و سیگنال های خرید و فروش و. ؛ که همه این شرایط بستگی به سیستم معاملاتی هر شخص دارد.

حال شما با توجه به روش‌ های معاملاتی خود میتوانید از این اندیکاتور هم به عنوان تأییدیه ای استفاده کنید. در آخر به خاطر داشته باشید که برای ورود کردن به یک معامله به هیچ عنوان از یک اندیکاتور استفاده نکنید.

نحوه ایجاد استراتژی کاربردی برای معامله گری

نحوه ایجاد استراتژی کاربردی برای معامله گری

استراتژی‌ های معاملاتی بسیار خوبی وجود دارد و خرید کتاب‌ ها یا دوره‌ ها می‌ تواند در وقت شما برای یافتن موارد مفید صرفه‌ جویی کند. بسیاری از معامله گران صدها یا حتی هزاران دلار را به دنبال یک استراتژی تجاری عالی خرج می کنند و با یادگیری استراتژی های معاملاتی معامله گران دیگر شروع می کنند. اما ایجاد استراتژی کاربردی برای معامله گری توسط خودتان می تواند سرگرم کننده، آسان و به طرز شگفت آوری سریع باشد.

قبل از ایجاد یک استراتژی، باید گزینه های نمودار را محدود کنید. آیا شما یک معامله گر روزانه، معامله گر نوسانی یا سرمایه گذار هستید؟ آیا با یک تایم فریم یک دقیقه ای معامله می کنید یا تایم فریم ماهانه؟ مطمئن شوید که یک بازه زمانی متناسب با نیاز خود انتخاب کنید.

سپس می ‌خواهید روی چه بازاری تمرکز کنید: سهام، معاملات آتی، فارکس یا بازار کالا؟ هنگامی که یک بازه زمانی و بازار را انتخاب کردید، تصمیم بگیرید که چه نوع معاملاتی را می خواهید انجام دهید.

خبر خوب: ایجاد اولین استراتژی تجاری شما آسان است.

خبر بد: ایجاد یک استراتژی تجاری سودآور سخت است.

با انتظارات درست شروع کنید. تشکیل یک استراتژی معاملاتی آسان است. چند ابزار و اندیکاتور معاملاتی را بیاموزید، می توانید این کار را انجام دهید. با این حال، این تصور واقع بینانه نیست که اولین استراتژی تجاری، شما را ثروتمند کند.

یافتن یک لبه معاملاتی عینی دشوار است. علاوه بر این، متوجه خواهید شد که تجارت سودآور فراتر از استراتژی معاملاتی شما است.

پس چرا هنوز باید استراتژی معاملاتی خود را شکل دهید؟ چرا فقط از استراتژی معاملاتی یک معامله گر موفق استفاده نمی کنید؟

معامله گران ممکن است ابزارها و رویکردهای خود را به اشتراک بگذارند. اما هیچ معامله ‌گری نمی ‌تواند سود شما را تضمین کند یا نخواهد کرد. هر معامله گر متفاوت است. از این رو، شما فقط می توانید از ترکیب منحصر به فرد و شخصی ابزارهای معاملاتی بهره مند شوید.

بهترین و پایدارترین رویکرد ایجاد و توسعه استراتژی معاملاتی شماست. این 10 مرحله را برای تشکیل اولین استراتژی معاملاتی خود دنبال کنید.

ایجاد استراتژی کاربردی برای معامله گری

نحوه ایجاد استراتژی کاربردی برای معامله گری

مرحله 1: ایدئولوژی بازار خود را شکل دهید

قبل از اینکه به ایجاد استراتژی معاملاتی خود بپردازید، باید ایده ای در مورد نحوه عملکرد بازار ایجاد کنید. مهمتر از همه، شما باید به این سوال پاسخ دهید.

چرا فکر می کنید می توانید از بازارها درآمد کسب کنید؟

با مطالعه گسترده، ایدئولوژی بازار خود را شکل دهید. در مورد تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی بخوانید.

از ادعاهای پولدار شدن سریع خودداری کنید.

به تقاضا و عرضه فکر کنید.

در اولین استراتژی معاملاتی خود از یک اصل پیروی کنید: آن را تا حد امکان ساده نگه دارید.

شما نمی خواهید از همان ابتدا تحت تأثیر یک استراتژی پیچیده قرار بگیرید. علاوه بر این، مدیریت و بهبود یک استراتژی معاملاتی با قطعات متحرک بیشتر دشوارتر است.

مرحله 2: بازاری را برای استراتژی کاربردی معامله گری خود انتخاب کنید

مراحل ساخت استراتژی کاربردی معامله گری

اگر تجارت فارکس را انتخاب می کنید، بدانید که با قیمت ارز چه چیزی می خرید و می فروشید. مطمئن شوید که در مورد مدل های مختلف کارگزاران فارکس اطلاعات کسب کرده اید. بدانید که حاشیه چگونه محاسبه می شود.

یا اگر معامله سهام را انتخاب می کنید، باید بدانید که سهم چیست.

نکته این است که در مورد هر بازار چیزهای زیادی برای یادگیری دو ترکیب تجاری با استفاده از MACD وجود دارد. اما تا زمانی که بازار معاملاتی خود را انتخاب نکنید، نمی توانید شروع به یادگیری عمیق کنید.

انتخاب با شماست. تنها قانون این است که شما باید بازاری را که برای معامله انتخاب می کنید، درک کنید.

مرحله 3: یک چارچوب زمانی معامله را انتخاب کنید

قبل از به دست آوردن هر گونه تجربه معاملاتی، تصمیم گیری در مورد بازه زمانی معاملات سخت است. شما نمی دانید که آیا برای اسکالپینگ سریع مناسب تر هستید یا معاملات نوسان گیری روزانه.

آیا باید تایم فریم 5 دقیقه ای را معامله کنید یا نمودارهای روزانه؟

از این رو، می توانید با در نظر گرفتن شرایط خود شروع کنید. اگر برای تماشای بازار برای دوره های طولانی وقت دارید، معاملات روزانه را امتحان کنید.

هنگامی که در تایم فریم های زمانی سریع معامله می کنید، بازخورد سریعی دریافت می کنید تا زمان یادگیری خود را کوتاه کنید. همچنین اگر بازه‌ های زمانی طولانی ‌تری داشته باشید، آنچه از اقدام قیمت روزانه یاد می ‌گیرید همچنان مفید خواهد بود.

البته، اگر قادر به تماشای بازار برای مدت طولانی نیستید، با نمودارهای پایان روز شروع کنید. با تلاش مداوم، می توانید به اندازه کافی یاد بگیرید که تصمیم بگیرید آیا معاملات نوسانی برای شما مناسب است یا خیر.

مرحله 4: ابزاری را برای تعیین روند انتخاب کنید

استراتژی مناسب و کاربردی برای معامله گری

در مورد ابزاری تصمیم بگیرید که به شما در قضاوت در زمینه بازار کمک کند. (یعنی روند بالا یا پایین)،می‌توانید ابزارهای حرکت قیمت مانند محورهای نوسان گر و خطوط روند را انتخاب کنید. همچنین می توانید از شاخص های فنی مانند میانگین متحرک و MACD استفاده کنید.

مرحله 5: محرک ورود خود را تعریف کنید

یک استراتژی کاربردی برای معامله گری این است که حتی با زمینه بازار مناسب، شما نیاز به یک محرک ورود هدف دارید. این کار به شما کمک می کند بدون تردید وارد بازار شوید.

هر دو الگوی نوار و شمعدان محرک های مفیدی هستند. اگر اندیکاتورها را ترجیح می دهید، RSI و استوکاستیک نیز گزینه های خوبی هستند.

مرحله 6: محرک خروج خود را برنامه ریزی کنید

شما باید برنامه ‌ریزی کنید که چگونه وقتی اوضاع خراب می ‌شود، از آن خارج شوید. بازار می تواند علیه شما حرکت کند و باعث ضرری فراتر از تصور شما شود. داشتن استاپ ضرر حیاتی است.

شما همچنین باید برنامه‌ ریزی کنید که چگونه وقتی اوضاع بر وفق مراد شما پیش می‌ رود، از آن خارج شوید. بازار برای همیشه راه شما را نخواهد رفت. از این رو، باید بدانید چه زمانی باید سود ببرید.

مرحله 7: خطر و ریسک دو ترکیب تجاری با استفاده از MACD خود را تعریف کنید

یک استراتژی کاربردی برای معامله گری این است که میزان ریسک خود را در معامله تعریف کنید. هنگامی که قوانین ورود و خروج خود را مرتب کردید، می توانید روی محدود کردن ریسک کار کنید.

راه اصلی برای انجام این کار، اندازه موقعیت (position size) است. برای یک تنظیم معاملاتی معین، اندازه موقعیت شما تعیین می کند که چقدر پول در خط قرار می دهید. اندازه موقعیت خود را دو برابر کنید، ریسک خود را دو برابر خواهید کرد. به اندازه موقعیت خود دقت کنید.

مرحله 8: قوانین تجارت خود را بنویسید

مراحل ایجاد استراتژی معامله گری

در این مرحله، استراتژی معاملاتی شما ساده است. ممکن است بتوانید قوانین معاملات را به خاطر بسپارید. با این حال، همچنان باید قوانین معاملاتی خود را بنویسید.

داشتن یک برنامه معاملاتی مکتوب روشی قوی برای اطمینان از نظم و انضباط است.

همچنین سابقه ای از استراتژی معاملاتی شما را ارائه می دهد. هنگامی که در تلاش برای اصلاح آن هستید، خواهید دید که مکتوب کردن آن چقدر مفید بوده است.

مرحله 9: استراتژی تجارت خود را آزمایش مجدد کنید

با قوانین نوشته شده خود، اکنون می توانید استراتژی را آزمایش کنید که یکی دیگر از مراحل استراتژی کاربردی برای معامله گری است.

اگر یک استراتژی معاملاتی اختیاری دارید، بک تست می تواند یک فرآیند سخت باشد. شما باید حرکت قیمت بازار را دوباره دیده و معاملات خود را به صورت دستی ثبت کنید.

اگر استراتژی معاملاتی مکانیکی و پیشینه کدنویسی دارید، می توانید این مرحله را تسریع کنید.

با این وجود، بررسی یک به یک معاملات، راهی عالی برای توسعه غریزه بازار شماست. انجام این کار همچنین می تواند به شما کمک کند به راه هایی برای بهبود استراتژی معاملاتی خود فکر کنید.

مرحله 10: برنامه ریزی کنید که چگونه استراتژی تجارت خود را بهبود بخشید

بهبود استراتژی کاربردی برای معامله گری

اولین استراتژی معاملاتی شما سودآور نخواهد دو ترکیب تجاری با استفاده از MACD بود. اما اشکالی ندارد استراتژی معاملاتی شما یک شی زنده است. ایستا نیست.

با تجربه و دانش رو به رشد شما، استراتژی معاملاتی شما بهبود خواهد یافت.

اما بیایید این را به شانس واگذار نکنیم. نحوه دریافت بازخورد و بهبود استراتژی معاملاتی خود را برنامه ریزی کنید. استراتژی معاملاتی خود را به جلو تست کنید. برنامه ریزی کنید تا دو ترکیب تجاری با استفاده از MACD از مشاهدات بازار خود یادداشت برداری کنید. معاملات خود را ثبت کنید و تصاویر نمودار خود را در نظم خوبی نگه دارید.

از تغییرات شدید در استراتژی معاملاتی خود اجتناب کنید.

برای این مرحله نهایی (که ممکن است برای همیشه طول بکشد)، به یاد داشته باشید که هدف شما دستیابی به امید مثبت در هر معامله است. سود مثبت برای هر معامله نیست.

اجازه دهید آمار برای شما کار کند. اراده خود را در بازار تحمیل نکنید.

جمع بندی

ایجاد استراتژی معاملاتی خود می تواند در زمان و هزینه صرفه جویی کند و در عین حال سرگرم کننده و آسان باشد.

اولین قدم برای ایجاد استراتژی معاملاتی خود این است که تعیین کنید قصد چه نوع معامله ‌گری دو ترکیب تجاری با استفاده از MACD دارید، چارچوب زمانی معامله ‌تان و چه محصولاتی را معامله خواهید کرد.

هنگام ایجاد یک استراتژی معاملاتی، بهتر است با نگاه کردن به داده های تاریخی، عملکرد یک دارایی در گذشته را مشاهده کنید.

ایجاد نقاط ورود و خروج همراه با قوانین دیگر می تواند به موفقیت یک استراتژی کمک کند.

آزمایش یک استراتژی بر روی شاخص‌های مختلف و دوره‌های زمانی مختلف به تعیین چگونگی و زمان عملکرد استراتژی و بهترین راه‌های کسب سود و جلوگیری از ضرر کمک می‌کند.

واگرایی در تحلیل تکنیکال | انواع واگرایی‌ها و ویژگی‌های آنها در بورس و بازارهای مالی

واگرایی‌ها یکی از مفاهیم معاملاتی مورد علاقه تریدرها (معامله‌گران) هستند زیرا در صورت ترکیب با سایر ابزارها و مفاهیم مالی، سیگنال‌های تجاری کیفیت بالایی را ارائه می‌دهند. واگرایی و همگرایی دو مفهوم بسیار مهم و کاربردی در انواع تحلیل‌ها به شمار می‌روند و در این مطلب قصد داریم به طور خاص در مورد واگرایی در تحلیل تکنیکال صحبت کنیم.

واگرایی در rsi

تعریف واگرایی به زبان ساده

بیایید با واضح‌ترین پرسش شروع کنیم و واگرایی را به زبان ساده توضیح دهیم و از دلایل اهمیت واگرایی در تحلیل تکنیکال پرده برداریم. به واقع واگرایی تغییرات بازار سرمایه را در بورس نشان می‌دهد و بیشتر زمانی اتفاق می‌افتد که تریدرهای بازار بورس در گام نهایی دچار تردید شده و سهم روند قبلی خود را تغییر دهد و برخلاف آن حرکت کند.

هنگامی که واگرایی در بازار بورس اتفاق می‌افتد با درصد بسیار بالایی می‌توان به آن تکیه کرد. این در حالی است که واگرایی در تحلیل تکنیکال معتبرترین نوع واگرایی در همه تحلیل‌ها به شمار می‌رود. واگرایی زمانی رخ می‌دهد که قیمت دارایی در جهت مخالف یک شاخص فنی مانند نوسان‌ساز یا برخلاف سایر داده‌ها در حال حرکت است. واگرایی به تریدرها هشدار می‌دهد که ممکن است روند فعلی قیمت تضعیف، و در برخی موارد منجر به تغییر جهت قیمت شود.

یکی از اندیکاتورهای کلیدی برای پیدا کردن واگرایی اندیکاتور MACD است. اگر با مکدی آشنایی ندارید میتوانید به پستِ آموزش اندیکاتور مکدی به زبان ساده مراجعه کنید.

انواع واگرایی را بهتر بشناسید

در دنیای بورس، دو نوع واگرایی وجود دارد؛ واگرایی مثبت و واگرایی منفی. واگرایی مثبت نشان می‌دهد که حرکت افزایشی قیمت دارایی امکان پذیر است. واگرایی منفی اما نشان می‌دهد که حرکت نزولی قیمت دارایی امکان پذیر است.

اما اگر بخواهیم دقیق‌تر به واگرایی در تحلیل تکنیکال بپردازیم، به سه نوع واگرایی معمولی، واگرایی مخفی و واگرایی زمانی خواهیم رسید که هر کدام از آنها دو نوع مثبت و منفی تقسیم می‌شوند (به غیر از واگرایی زمانی که به دو نوع معمولی و هوشمند تقسیم می‌شود).

واگرایی معمولی در تحلیل تکنیکال (Regular Divergence)

واگرایی معمولی عمدتا در انتهای یک روند (Trend) به وجود می‌آید و زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت یک سهم با اندیکاتور دو جهت مختلف از یکدیگر را نشان دهند. پس از مشاهده واگرایی معمولی که نشان از بازگشت قیمت سهم را دارد، روند قیمت سهم متوقف شده و تمایل به حرکت خلاف آن را پیدا می‌کند. این نوع واگرایی در بازار بورس که با عبارت RD نشان داده می‌شود به دو نوع مثبت و منفی طبقه‌بندی می‌شود.

واگرایی معمولی مثبت یا +RD

واگرایی معمولی مثبت نشان از نزدیک شدن قیمت سهم به خط حمایت است و از طرف دیگر قدرت زیاد خریداران و تضعیف قدرت فروشندگان را به تصویر می‌کشد. در این واگرایی قیمت سهم و اندیکاتور از دو کف تشکیل می‌شوند؛ که در نمودار قیمتْ کف اول بالاتر از کف دوم و در نمودار اندیکاتورْ کف اول پایین‌تر از کف دوم قرار گرفته‌اند. با این اوصاف اندیکاتور توانایی ایجاد کف جدید را نخواهد داشت.

واگرایی مثبت

واگرایی معمولی منفی یا -RD

واگرایی معمولی منفی در تحلیل تکنیکال – برخلاف نوع مثبت آن – در میان دو سقف قیمتی تشکیل می‌شود و نشان از به پایان رسیدن قیمت به خط مقاومت است. این نوع واگرایی نشان از قدرت فزاینده فروشندگان و تضعیف قدرت خریدران دارد.

در نمودار قیمت چنین واگرایی، سقف اول پایین‌تر از سقف دوم است و در نمودار اندیکاتور ْ سقف اول بالاتر از سقف دو ترکیب تجاری با استفاده از MACD دوم است؛ یعنی اندیکاتور دیگر توانان به وجود آوردن سقف جدید را ندارد.

واگرایی مخفی در تحلیل تکنیکال (Hidden Divergence)

در این نوع واگرایی، در حالی که نمودار قیمت توانایی تشکیل سقف یا کف جدید را نشان نمی‌دهد، نمودار اندیکاتور توانسته سقف یا کف جدیدی را تشکیل دهد. این نوع واگرایی در تحلیل تکنیکال (HD) هم به دو نوع مثبت و منفی طبقه‌بندی می‌شود.

واگرایی مخفی مثبت یا +HD

این نوع واگرایی در بین دو کف قیمتی در تحلیل تکنیکال ایجاد می‌‎شود و زمانی رخ می‌دهد که نمودار اندیکاتورْ کف اول بالاتر از کف دوم قرار بگیرد و در نمودار قیمتْ کف اول پایین‌تر از کف دوم باشد. واگرایی مخفی مثبت به افزایش قدرت خریداران و کاهش قدرت فروشندگان دلالت دارد.

واگرایی مخفی

واگرایی مخفی منفی یا -HD

این نوع واگرایی در بین دو سقف قیمتی در تحلیل تکنیکال ایجاد می‌شود و زمانی رخ می‌دهد که نمودار اندیکاتورْ سقف اول پایین‌تر از سقف دوم قرار بگیرد و در نمودار قیمتْ سقف اول بالاتر از سقف دوم باشد. واگرایی مثبت به افزایش قدرت فروشندگان و کاهش قدرت خریداران دلالت دارد.

واگرایی زمانی در تحلیل تکنیکال (Temporal Divergence)

هرگاه بین قیمت و زمان تضاد وجود داشته باشد، واگرایی زمانی رخ می‌دهد. این نوع واگرایی در بورس، در یک تِرَند اصلاحی به دست می‌آید و زمانی به وقوع می‌پیوندد که روند اصلاحی نمودار قیمت نسبت به روند قبلی ضعف داشته باشد. برای استفاده بهتر از استراتژی واگرایی زمانی می‌بایست خرید خود را زمانی که قدرت خریداران به بیشترین میزان خود رسیده انجاد داد و برای فروش زمانی که قدرت فروشندگان به بیشترین حد خود رسیده اقدام کرد.

واگرایی زمانی بر خلاف دو واگرایی قبلی به دو واگرایی زمانی معمولی و واگرایی زمانی هوشمند طبقه‌بندی می‌شود که بر شرح ذیل می‌باشند.

واگرایی زمانی معمولی (Regular Temporal Divergence)

این نوع واگرایی زمانی رخ می‌دهد که تعداد کندل‌‎های روند اصلاحیِ جدید بیشتر از تعداد کندل‌های روند اصلاحی پیشین باشد. هنگامی که واگرایی زمانی معمولی رخ دهد، در واقع قدرت خریداران افزایش یافته و از طرفی قدرت فروشندگان در روند اصلاحی به پایین‌ترین حد خود رسیده است.

واگرایی زمانی هوشمند (Smart Temporal Divergence)

این نوع واگرایی زمانی رخ می‌دهد که تعداد کندل‌های روند اصلاحی جدید کمتر از تعداد کندل‌های روند اصلاحی پیشین باشد. به بیان ساده‌تر، روند اصلاحی در بورس – با واگرایی زمانی هوشمند – در مدت زمان کمتری رخ داده است.

واگرایی در مقابل همگرایی

همگرایی درست نقطه مقابل واگرایی در تحلیل تکنیکال است و زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت دارایی با یک شاخص در جهت همدیگر قرار بگیرند. معامله‌گران فنی بیشتر به واگرایی به عنوان سیگنالی برای معامله علاقه دارند، در حالی که عدم همگرایی فرصتی برای آربیتراژ است.

جمع‌بندی

دانستن تک تک مفاهیمی که در این مطلب به آنها اشاره کردیم، برای هر تریدر از نان شب هم واجب‌تر است؛ اگر قصد دارید به دنیای سرمایه‌گذاری وارد شوید از همین حالا به دنبال آموزش واگرایی باشید. اندیکاتورهای مشهور زیر از بهترین اندیکاتورها برای واگرایی هستند:

  • Relative Strength Index (RSI)
  • Commodity Channel Index (CCI)
  • Moving Average Convergence Divergence (MACD)
  • Money Flow Index (MFI)

مفهوم واگرایی ممکن است روی کاغذ آسان باشد، اما هنگامی که صحبت از حجم معاملات سنگین شود، خواهید دید که تصمیم‌گیری برای نقطع ورود یا خروج از معامله آن چنان هم آسان نیست.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.